تقدیم به تو که دوری از من همانقدر که از رگ گردن به من نزدیکتری

متن مرتبط با «بهروز» در سایت تقدیم به تو که دوری از من همانقدر که از رگ گردن به من نزدیکتری نوشته شده است

تقدیم به بهروز رافعی عزیز

  • نیلوبلاگ

    از انتهای بلندترین شب در ابتدای کوتاهترین روز سالهمزمان با تولد خورشیددر سردترین بامداد بروجن در سیاهترین چهارشنبه ای که تقویم دیده بوددر منحوس ترین خاکی که می شود شناختدر " آذر رفت و دی آمدِ " فصلی غریبمن بدنیا آمدمدر تیک تاک شوم نخستین ساعت از صبحی سرد خود را به ثبت رساندم تافرزند « خورشید»1 باشم و نورسیده ی «دی دادار» 2 که مادربزرگ طالعم رابلند چیده بود...پدربزرگ سرکتاب اقبالم راپر شگون باز کرده بود ...و مادرم خواب مرا دیده بود ایستاده بر دوردست ترین بلندی های جهاناصلا به استناد نذر پدرمن بهر...

    ادامه مطلب